السيد جعفر السجادي
76
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
و بالجمله ملا صدرا گويد : به نزد اين طايفه يعنى عارفان باللّه اسم عبارت از ذات الهيه است با اعتبار صفتى از صفات و يا تجلى از تجليات و اسماى ملفوظه اسماى اسما است و اينكه حكما صفات را عين ذات حق دانستهاند منافاتى ندارد كه به وجهى غير ذات حق باشد . همانطور كه عرفا گويند . خلاصه سخن ملا صدرا اين است كه حكما گويند صفات حق عين ذات او است و عارفان گويند غير ذات او است و اين دو با هم منافات ندارد چون از وجهى صفات عينى ذاتند و از وجهى غير ذات معنى اينكه حكما گفتهاند عين ذاتاند عبارت از وجود آن صفات است در مرتبت ذات حق با قطع نظر از انضمام معنى و اعتبار كيفيتى و عرفا نيز به اين معنى صفات را عين ذات دانند لكن مفهومات كلى اين صفات كه صرفا وجودات ذهنىاند غير ذات حقاند . اسماء الاسماء - صدرا در اين جا گفتار صوفيه را نقل كرده و گويد حق تعالى را اسما و صفاتى است كه از لوازم ذات او است و مراد از اسما در كلمات آنها الفاظ آنها نيست مثلا الفاظ عالم و قادر و غيره مراد نيست زيرا اين الفاظ اسماى اسمايند و بلكه مراد آنها از اسماى حق مثلا معنى عالم و قادر است همانطور كه مراد از صفات اعراض زايدهء بر ذات نمىباشد . « 1 » اسماء الحسنى - صفات و اسماى الهى همه اسماء الحسنىاند از اين رو است كه ملا صدرا تحت اين عنوان مطالبى كلى و جامع را بيان كردهاند كه به طور مطلق شامل همه شؤون و اسما و تجليات الهى مىشود . و مىگويد : خداى تعالى در قرآن مجيد فرموده است : « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ » بگو كه هر كسى عملش بر وفق مقتضاى ذات و مشابه با فطرت او است . بدين معنى كه هيچ عملى را انجام نمىدهد به جز آنچه كه مناسب و مشابه با فطرت او است و آنچه كه از وى صادر و ظاهر مىگردد حاكى از باطن و ضمير او است . اينك مىگوييم عالم وجود سرتاسر عمل خدا و فعل و صنع او است ، عمل و فعل خدا نيز مشابه و مشاكل با او است . پس در سرتاسر عالم وجود موجودى نيست مگر آنكه اصل و حقيقت آن در حيطهء ذات و سعهء وجود او موجود است هر موجودى كه داراى حدى از حدود نوعيه است و منحصر است در ده مقولهء جوهر و عرض زيرا هر نوعى از انواع موجود در عالم وجود بر طبق صورت موجد و آفرينندهء خود موجود است . پس جوهر عالم صورت و مثالى است از ذات موجود و اعراض موجود در عالم ، صورت و مثالى است از صفات او . پس « متايى » عالم صورت و مثالى است براى ازليت او و اين عالم صورت و مثالى است براى استقرار او بر عرش الوهيت و ربوبيت و « كمّ » عالم صورت و مثالى است براى عدد اسماى او و « كيف » عالم صورت و مثالى است براى رضا و غضب او و « وضع » عالم صورت مثالى است براى قيام او به ذات خويش كه در قرآن مجيد گفته است : « بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ » و « جدهء » عالم صورت و مثالى است براى صفت مالك الملكى او و اضافهء عالم صورت و مثالى است براى ربوبيت او و مقولهء « ان يفعل » صورت و مثالى است براى ايجاد او و مقولهء « ان ينفعل » صورت و مثالى است براى اجابت دعا و بر همين قياس است كه اجناس مقولات و انواع و افراد .
--> ( 1 ) اسفار ، ج 6 ، صص 280 ، 282 .